کانون حامی کودک ولی عصر عج

روش های فرزند پروری

برگرفته از کتاب مهارتهای فرزند پروری، تالیف و تدوین : فاطمه زارع، دکتر طاهر صادقیه، اعظم عربی ، زیر نظر دکتر محسن میرزایی

انتشارات مرکز بهداشت استان یزد، گروه پیشگیری و مبارزه با بیماریها ( واحد بهداشت روان )، تابستان ۱۳۹۰

 

« پروردگارا، فرزندانم را نیکوکارانی پرهیزکار، صاحب بصیرت، شنوای حق، مطیع خود، دوستدار و خیرخواه دوستانت و دشمن و کینه توز دشمنانت قرار بده و مرا در تربیت آنان، ادب آموختن و مهربانی در حق ایشان یاری نما » دعای ۲۵ صحیفه سجادیه

مقدمه

امروزه هیچ پدر و مادری وجود ندارد که در زمینه رفتار با کودک خود با مشکل مواجه نشده باشد، تربیت فرزندان وظیفه دشواری است که تقریبا به درازای عمر ادامه دارد. ریشه بسیاری از مشکلات رفتاری و اختلالات روحی و روانی در بزرگسالی، در دوران کودکی یافت می شود.

پدر یا مادر بودن : یکی از مهم ترین و در عین حال دشوارترین وظیفه ای است که هر فرد بالغ در طول دوران زندگی اش تجربه می کند.

پدر یا مادر خوب بودن : تربیت فرزندی سالم و رشد یافته است که مهارتهای لازم برای زندگی بزرگسالی را داشته باشد.

اکثر پدر یا مادرها : تجربه پدر یا مادر بودن را بدون آموزش و آمادگی در رویارویی با آنچه پیش رو دارند آغاز می کنند و مهارتهای فرزند پروری را با آزمایش و خطا فرا می گیرند.

برخی پدر و مادرها : از خود انتظارات بیش از حد دارند ( در مورد احساس و نحوه انجام وظایف خویش به عنوان والدین ). این انتظارات غیر واقع بینانه غالبا منجر به ناامیدی و احساس عدم کفایت در والدین خواهد شد.

به یاد داشته باشید که : برای تربیت فرزندان صرفا یک مسیر صحیح وجود ندارد و این حق هر پدر و مادری است که ارزش ها، مهارتها و رفتارهای مطلوبش را در فرزندش تقویت کند و به روشی که صحیح می داند با رفتارهای نا مطلوبش مقابله نماید.

اما برخی از والدین : در این مسیر به اشتباه دچار می شوند و در دامهایی گرفتار می گردند که ممکن است برای خودشان و فرزندشان آسیب رسان باشد.

والدین گرامی : کودکان شما ممکن است به دلایلی مشکلات رفتاری داشته باشند. اگر در کنترل این مشکلات موفق نبوده اید و مرتبا با کودکتان درگیر می شوید و یا از روابط خانوادگی رضایت ندارید، مهارتهای ارائه شده این قسمت به شما کمک شایانی خواهد کرد .

 

۱- مهارت توجه کردن به کودک

توجه کردن یک مهارت مهم و کلیدی در تربیت کودک است، اگر بتوان این مهارت را به خوبی در مورد کودکان بکار گرفت باعث افزایش رفتارهای مثبت وی و اعتماد به نفس و احساس کفایت در آنها می شود. با توجه کردن مناسب پدر و مادر موافقت خود را با رفتار مثبتی که کودکشان انجام داده نشان می دهند و کودک متوجه می شود که والدینش رفتار او را تائید کرده و قبول دارند.

بطور خلاصه توجه کردن یعنی

الف) توصیف رفتارهای مناسب کودک :

مثلا زمانیکه کودک در حال بازی با مکعب هایش است کنارش بنشینید و بگوئید: تو داری با مکعب های سفید و زرد یک خانه بزرگ درست می کنی؟حالا پنجره اش را گذاشتی، الان می خواهی …

ب ) دربعضی مواقع تقلید یا تکرار آنچه که کودک انجام می دهد:

مثلا کشیدن یک نقاشی یا ساختن یک مجسمه با خمیر بازی

کارهایی که نباید در زمان توجه کردن انجام داد:

ب-۱) دستور دادن یا دستورالعمل دادن به کودک :

بعنوان مثال : این را بنویس یا این را نقاشی کن

ب-۲ ) پرسیدن سوال از کودک :

بعنوان مثال : چرا این درخت را رنگ می کنی ؟ یا چرا الان می خواهی نقاشی کنی؟

 

از هر لحظه کوتاه و مناسب برای توجه و تشویق کودک استفاده کنید.

سعی کنید هر زمان کودک رفتار مناسبی انجام داد و از نظر شما مناسب بود موافقت خود را با آن اعلام کنید مثلا آفرین لباس هایت را چه خوب مرتب می کنی، از تو متشکرم.

 

————–

۲- مهارت تشویق کودک ( پاداش دادن )

با پاداش دادن بجا به رفتارهای قابل قبول کودک می توانیم باعث تقویت و تثبیت و نهایتاً یادگیری رفتار مطلوب در او شویم.

الف) پاداش های کلامی :

در سنین خردسالی می توان از پاداش های کلامی بهترین استفاده را برد. یعنی در زمانی که کودک رفتار مطلوبی را انجام می دهد با کلام محبت آمیز و نیکو او را مورد تشویق قرار دهید، مثل به به ، آفرین متشکرم و … اگر پاداش های کلامی با توصیف کردن رفتار خوب کودک همراه باشند، نتیجه خیلی بهتری خواهند داشت.

ب) پاداش های غیر کلامی:

اینگونه پاداش ها با رفتارهایی ساده مثل با دست پشت کودک زدن ،دست روی شانه او گذاشتن یا چشمک زدن مشخص می شوند.

گاهی می توان انجام یک بازی، رفتن به سینما، گردش دسته جمعی، خواندن یک داستان و یا خرید اسباب بازی را بعنوان جایزه در نظر گرفت.

سه نکته در تشویق:

تشویق را باید بلافاصله بعد از انجام رفتار خوب صورت گیرد.
تشویق در شروع یک رفتار خوب بصورت مکرر و برای ایجاد انگیزه بیشتر انجام می شود و برای جلوگیری از وابسته شدن کودک به این پاداش ها وقتی رفتار ثبات پیدا کرد به تدریج این تشویق ها را کم کرده و بصورت گاه گاهی ارائه می شوند و این نوع پاداش ها با باج خواهی تفاوت دارد چرا که باج یا قبل از انجام رفتار مثبت داده می شود یا در مقابل انجام کار غلط و نادرست پرداخت می شود.
فقط به رفتارهای مطلوبی که می خواهیم ادامه پیدا کند تا زمانی که رفتار ثابت شود تشویق ادامه پیدا کند.
چگونه در مورد فعالیت تشویقی تصمیم بگیریم؟

سعی کنیم فعالیت ها و علایق کودک را به خاطر بسپاریم مثلا خرید اسباب بازی یا بردن به پارک و …
از خود کودک سوال کنیم که دوست دارد برای او چه جایزه ای در نظر گرفته شود
چند فعالیت را در نظر بگیریم و از خود کودک بخواهیم یکی را انتخاب کند.
————–

۳- مهارت نادیده گرفتن

این مهارت به معنی بی توجهی کامل و بدون هیچ عکس العمل و واکنشی در جهت کنترل بعضی مشکلات رفتاری کوچک که باعث نقض یک قانون یا ضایع شدن حقوق دیگران یا ایجاد خطر برای کودک و دیگران نشود مثل نق زدن، گریه کردن های مداوم، داد و فریاد کردن و شکلک در آوردن می باشد.

در این مهارت سه اصل ذیل باید مدنظر قرار گیرد:

هیچ تماس فیزیکی نباید برقرار شود.
هیچ تماس یا ارتباط کلامی نباید برقرار شود.
هیچ تماس چشمی با کودک برقرار نشود.
بیاد داشته باشید مهارت نادیده گرفتن در صورتی موثر است که همراه با نشان دادن توجه و پاداش دادن به رفتارهای مطلوب باشد.

————–

۴- مهارت دستور دادن به کودک

دستورهایی که معمولا موثر واقع نمی شوند دارای یکی از خصوصیات ذیل هستند :

دستورهای زنجیره ای : دستورهایی هستند که پشت سر هم به کودک داده می شود و وی توانایی به خاطر سپردن تمام آنها را ندارد. بنابراین برخی از آنها را فراموش کرده و انجام نمی دهد.
مانند لباست را بپوش، دندانهایت را مسواک بزن، موهایت را شانه کن، بعد بیا صبحانه بخور.

بهتر است دستورها را به بخش های کوچکتر تقسیم کرده و هرکدام را به تنهایی از کودک درخواست کرد.

دستورهای مبهم :
بعنوان مثال هنگامی که ما انتظار داریم بچه ها بدون درگیری و خشونت با هم بازی کنند فقط به آنها بگوییم : بچه های خوبی باشید. در این حالت کودک نمی داند از او چه خواسته شده است و باید چه کار کند که از نظر والدین بچه خوبی باشد؟ بنابراین بهتر است بصورت مشخص و اختصاصی به آنها بگوییم : با اسباب بازی هایتان با هم و به آرامی بازی کنید.

دستورهای پرسشی : در این گونه دستورها از کودک سوال می شود که آیا دوست دارد که این کار را انجام دهد؟ مثلاً آیا دوست داری که اطاقت را تمیز کنی؟ که ممکن است یک کودک لجباز براحتی بگوید : نه دوست ندارم؟
دستورهایی که بدنبالش دلیل و منطق آورده می شود:
مانند : زود باش اطاقت را مرتب کن چون امشب مهمان داریم و از اینکه خانه نامرتب باشد، نگران و عصبانی می شوم. در این مثال ممکن است کودک دستور اصلی را فراموش کند بنابراین بهتر است ابتدا دلیل و منطق بیان شده سپس دستور لازم گفته شود.

روش دستور دادن موثر:

نزدیک کودک بروید تا نزدیک چشم های او خم شوید و با او تماس چشمی برقرار کنید و برای کودک بطور دقیق مشخص کنید و بگویید که چکار کند.

————–

۵- مهارت محروم سازی موقت ( تنبیه کردن ) :

یک دستور خوب ( ساده و واضح ) یه کودک بدهید.
اگر بعد از ۵ ثانیه دستور را انجام نداد یک اخطار بدهید ( اگر این کار را انجام ندهی به اتاق خلوت خواهی رفت ) و دوباره دستور را تکرار کنید
اگر بعد از ۵ ثانیه باز هم اطاعت نکرد می گویید چون این کار را نکردی باید به اتاق خلوت بروی.
بدون بحث کردن، سخنرانی و سرزنش کردن دست کودک را گرفته و به سمت اتاق خلوت ببرید.
فریاد زدن، اعتراض کردن و قول دادن به اطاعت کردن را نادیده بگیرید.
زمان بگیرید، برای هر سال سن یک دقیقه کاف است
زمان که به اتمام رسید( البته به شرطی که ۳۰ ثانیه آخر را آرام بوده باشد) به طرف وی برگردید و بگویید زمان اتاق خلوت تمام شده.
مجددا دستور اولیه را از او بخواهید که انجام دهد.
اگر کودک باز هم اطاعت نکرد مجددا او را به اتاق خلوت ببرید.
ابتدا یک مکان خلوت باید در خانه انتخاب شود. این مکان باید دور از اسباب بازی، مردم، پنجره، تلویزیون، رادیو، وسایل شکستنی و هرچیز دیگری باشد که کودک از آن لذت می برد.

مکان هایی مثل حمام ،اتاق تاریک و… مناسب تنبیه کودک نمی باشند.

————–

۶- مهارت ایجاد محیطی امن و سازنده برای کودک

اصل اول : آماده کردن یک محیط امن و مورد علاقه برای کودک

با تغییر و جابجایی وسایل خطر زا برای کودک و همچنین ایجاد خانه ای پر از اشیاء جالب کنجکاوی کودک، رشد زبان و توانایی های هوشی او را تحریک خواهید کرد، همچنین می تواند کودک را سرگرم و فعال نگاه داشته و احتمال بدرفتاری او را کاهش دهد.

اصل دوم : ایجاد محیط سازنده برای یادگیری

والدین لازم است در دسترس کودک باشند. وقتی کودک نزد شما می آید در صورت امکان کاری را که انجام می دهید، کنار گذاشته و زمانی را با او بگذرانید.

اصل سوم : استفاده از انضباط قاطعانه

الف) انضباط قاطعانه : به معنای اینکه در رفتار با کودک از شیوه نسبتا با ثباتی استفاده کنید. وقتی در مقابل یک نوع رفتار نامطلوب کودک هر دفعه واکنش متفاوتی داشته باشید(مثلا زمانی نادیده بگیرید و یا حتی تشویق کنید، زمانی دیگر همان را به شدت تنبیه و یا کودک را تهدید کنید) کودک گیج می شود و نمی داند که رفتارش مطلوب است یا نه؟

ب) هنگام بدرفتاری کودک به سرعت مداخله کنید: گاهی والدین آنقدر صبر می کنند که بدرفتاری کودک شدید شود و آنوقت مداخله می کنند که معمولا در این زمان منجر به تنبیه شدید کودک می شود.

ج) به موقع کودکانتان را برای انجام رفتار مناسب آموزش بدهید : با تعیین قوانین در خانه و خارج از خانه و آموزش آن به کودکان آنان به تدیج کنترل بر رتار های خود را یاد می گیرند.

اصل چهارم : انتظارات ازخود و کودکمان را واقع بینانه کنیم.

متناسب با سن و توانش از او انتظار داشته باشید.

اصل پنجم : پدرها و مادرها به نیازهای شخصی خود مانند ارتباط با دوستان ،تفریح، مطالعه و نیاز به تنها بودن توجه کنید.

————–

۷- مهارت آموزش رعایت قوانین

قوانین باید به صورت مثبت بیان شوند و به کودکان بگویند که « چه کاری را باید انجام دهند ». به جای آنکه « چه کاری را انجام ندهند » . بعنوان مثال « آرام راه برو » به جای « ندو »
هر چه قوانین ساده تر باشند، انجام آنها برای کودک راحت تر است.
قوانین باید قابل تقویت شدن باشند. لازم است در صورت عدم رعایت قانون پیامدی برای آن در نظر گرفت. (مثلا محروم شدن از دیدن کارتون به دنبال انجام یک کار اشتباه )
در طی یک جلسه خانوادگی در مورد برخی از قوانین با خانواده تصمیم گیری کنید.
از بحث مستقیم برای برخورد با قانون شکنی استفاده کنید.
زمانی که کودک یکی از قوانین اساسی خانه را فراموش می کند می توان از بحث مستقیم استفاده کرد. برای انجام این کار باید این سلسله مراتب را انجام داد :
الف) توجه کودک

ب ) گفتن مشکل به کودک به صورت توضیح مختصر که چرا این یک مشکل است

ج ) توضیح یا درخواست از کودک برای انجام یک رفتار مناسب، سپس رفتار مناسب تمرین شود.

در زمان رفتار نامطلوب کودک، باید از بازخوردهای فوری، مستمر و قاطع استفاده کنید.

پیشگیری از رفتارهای نادرست

۱- دزدی :

توجه داشته باشید که کودکی که معنی و مفهوم مالکیت را درک نکرده و فرق مال خود و مال دیگران را نمی شناسد اگر دست به مالی زند و آن را از آن خود کند نباید این عمل او را به حساب دزدی گذاشت.

علل دزدی

نیازهای مادی
مواردی که منجر به ایجاد این نوع نیاز در کودک می شوند عبارتند از:

۱- محروم کردن کودکان از مواد غذایی مورد علاقه

۲- انگیزه تملک در وجود کودکان

۳- گرسنگی و محرومیت از غذا و لباس و اسباب بازی

۴- نیاز به اسباب بازی و اشیاء پر زرق و برق

۵- تامین پول برای خرید اشیاء

علل عاطفی
۱- محرومیت از محبت و نوازش که موجب اضطراب است

۲- جبران احساس حسادت و نشان دادن خود

۳- انتقام از والدین یا دیگران به هر علتی که باشد

۴- تامین مادیات جهت مصرف برای دیگران

۵- خود نمایی

علل روانی
۱- احساس تنهایی در کانون خانواده و رغبت به انجام عمل چشمگیر در این قالب تا خود را از تنهایی بدر آورد

۲- صدمه زدن به دیگران برای خالی کردن عقده خود

۳- رفع اضطراب روانی ناشی از اختلال روانی

۴- رغبت روانی به داشتن اشیاء پر زرق و برق

عوامل تشدید کننده دزدی در کودکان :

۱- الگوهای غلط از مربیان

۲- معاشرتهای ناباب

۳- وسایل ارتباط جمعی و بعضی فیلمها که دزدی در آنها نمایش داده می شود

۴- وسوسه ها

۵- عدم کنترل توسط بزرگترها

۶- تشویق نابجا برای بدست آوردن مادیات

۷- موضع گیری های ناروای والدین در برابر دزدی کودکان :

۷-۱- تنبیه شدید

۷-۲- موعظه های تکراری و بسیار

۷-۳- ایجاد جار و جنجال

 

درمان دزدی کودکان :

۱- رفع نیازهای تعدیل شده مادی کودکان توسط والدین

۲- تامین فضای عاطفی و محبت نمودن به فرزندان و ایجاد روابط دوستانه با آنها

۳- اصلاح رفتارهای روانی آنها

۴- ایجاد محیط مساعد برای رشد و زندگی فرزندان

۵- تقویت عزت نفس در فرزندان

نحوه برخورد با کودکان پس از مشاهده دزدی

پس از اطمینان کامل از دزدی کردن کودک، بدون اینکه به شخصیت او اهانت کنیم و با پرهیز از اینکه او را دزد یا دروغگو در انکار کردن دزدی بنامیم می توان او را به راه راست هدایت کرد. به چند نمونه مثال ذیل توجه نمائید:

این تفنگ مال تو نیست ببر به صاحبش پس بده
این آب نباتی که در جیب تو هست، باید بماند در این مغازه
اگر آب نبات دزدی را انکار کرد دوباره همان حرف را تکرار کنید، اگر او قبول نکرد آب نبات را از جیبش در می آوریم و به او می گوییم این آب نبات متعلق به این مغازه است باید اینجا بماند.

تو یک اسکناس از لای کتاب من برداشتی، لطفا آن را به من برگردان، سپس با لحنی محکم به او بگویید هر وقت که پول لازم داری از من بخواه و آن وقت درباره اش صحبت خواهیم کرد.
اگر کودک منکر عملش شد با او جر و بحث نمی کنیم یا مصرانه از او نمی خواهیم که اعتراف کند. اگر کودک قبلا پول را خرج کرده باشد بحث ما باید بیشتر روی راههای باز پرداخت و کارهای سخت و طاقت فرسایی که او باید در عوض اینکارش انجام دهد، تمرکز یابد و یا از مقدار پول توجیبی او می کاهیم.

 

۲- نقاشی بر روی در و دیوار منزل

نحوه برخورد :

هنگام انجام نقاشی روی دیوار، با صدای بلند و محکم و قاطع بگوئید : نه نکن، روی دیوار نباید نقاشی کنی و بعد جلو رفته دستش را گرفته و کمی بفشارید و در چشمانش خیره شده تا متوجه شود که از عملش عصبانی و ناراحت هستید.
در صورت امکان مکانهایی از قبیل پارکینگ، انباری یا قسمتی از حیاط خانه را برای نقاشی کودک مشخص کنید.
یک تخته برای او تهیه و روی دیوار نصب کنید و گاهی اوقات در نقاشی کردن با او همراه شوید.
کاغذ برزگی تهیه و روی دیوار بچسبانید و بگویید فقط روی این کاغذ نقاشی کند.
در صورت رعایت قوانینی که گذاشتید حتما او را تحسین و تشویق نماید (مانند لوازم یا دفترهای نقاشی).
در صورت عدم رعایت قوانینی که گذاشتید او را تنبیه کنید ( مثلا او را مجبور کنید آن قسمت را تمیز کند)
در صورتیکه تنبیه اول موثر نبود می توانید از مهارت محروم سازی موقت استفاده کنید ( مثلا اگر پول توجیبی می گیرد می توانید از پول توجیبی اش کم کنید)
۳- نق زدن، گریه کردن و کج خلقی

در صورتیکه مطمئن هستید که کودک برای رسیدن به خواسته خود از این شیوه ها استفاده می کند برای برخورد موارد ذیل را رعایت کنید:

در مقابل نق زدن های او تسلیم نشوید، دلسوزی نکنید.
هنگامی که کودک آرام است به او توجه کنید و او را در آغوش بگیرید
اگر می دانید کودک خسته است مانع ادامه کاری شوید که در حال انجام آن است و او را وادار به استراحت نمائید
کودک را تحریک نکنید.
اگر در جمع یا مکان نامناسبی هستید و کودک شروع به جیغ زدن و کج خلقی نموده او را به مکان دیگری ببرید و خودتان از او دور شوید. مثلا به کودک سه سال بگویید سه دقیقه باید در این مکان بماند و تا وقتی ساکت نشده نمی تواند آنجا را ترک کند.
به کودک روش های درست و منطقی و مناسب انجام خواسته ها را نشان دهید.
بپذیرید که کودک شما ناراحت یا عصبانی است ولی بعد از اینکه او آرام شد مثلا به او بگوئید متاسفم که تو اینقدر عصبانی بودی ولی کج خلقی کردن کار اشتباهی است.
۴- دروغگویی کودکان

واکنش کامل و پخته نسبت به یک دروغ بیشتر بایستی درک مفهوم آن دروغ را منعکس سازد نه انکار مفهوم آن یا محکومیت فرد دروغ گو را. می توانیم به کودک کمک کنیم تا واقعیتها را از افکار پوچ و خیالی تشخیص بدهد .

مثلا وقتی پسر بچه ای به ما خبر می دهد که برای عید فیل زنده ای را به عنوان هدیه دریافت کرده اگر پاسخ دهیم تو دلت می خواست این طور بود یا تو دلت می خواهد یک فیل داشتی مفید تر خواهد بود تا اینکه دروغگویی او را ثابت کنیم و دست به انکار گفته او بزنیم. در دسته بندی دروغها بصورت ذیل تقسیم می شوند:

دروغهایی که حقایق را بیان می کنند :

یعنی پس از تنبیه کودک در اثر گفتن حقیقتی مجبور به گفتن دروغ شود. بعنوان مثال اگر کودک به مادرش بگوید از برادرش متنفر است و مادر بخاطر این حقیقت گویی او را تنبیه کند. اگر کودک در آن لحظه برگردد و آشکارا به دروغ اعتراف کند و بگوید که حالا دیگه برادرش را دوست دارد مادرش شاید به او پاداش بدهد و او را محکم در آغوش بگیرد. بنابراین کودک نتیجه خواهد گرفت که آدم را به خاطر حقیقت گویی تنبیه می کنند.

دروغ هایی که محرک داشته باشند :

پرسیدن سوالاتی از کودک که وی را مجبور به دروغ گویی می کند مانند سوالاتی که بدانند والدینشان از قبل پاسخ ها را می دانند، سوالاتی که نقش دام دارند، سوالاتی که وادارشان کنند حقایقی را بگویند و خجالت بکشند.

مثلا هنگامی که کودک تفنگش را شکسته است و تکه های آن را پنهان کرده نباید به بچه گفت ای دروغ گوی لعنتی تو تفنگت را شکستی ، چرا دروغ گفتی؟ بلکه بهتر است بگوییم این طور که می بینم تفنگ جدیدت را شکسته ای، زیاد دوام نیاورد. حیف شد تفنگ با ارزشی بود. کودک چند درس با ارزش می آموزد : پدر درک می کند. من می توانم مشکلاتم را به او بگویم. من باید بیشتر از هدیه هایش مواظبت کنم.

برخورد با دروغ گویی

خطی مشی ما در برابر دروغ گویی مشخص است از یک طرف ما نباید باز پرس بازی در بیاوریم و کودک را سوال پیچ کنیم و موضوع را بزرگ جلوه دهیم از طرف دیگر باید بدون تردید رک و پوست کنده حرف بزنیم.

 

 

کودکان آنگونه زندگی می کنند که آموخته اند

اگر کودکی با انتقاد زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که محکوم کند.

اگر کودکی با دشمنی زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که کنیه جو باشد

اگر کودکی با ترس زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که بهراسد.

اگر کودکی با ترحم زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که احساس بدبختی کند

اگر کودکی با حسادت زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که حسود باشد

اگر کودکی با شرمندگی زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که احساس گناه کند

اگر کودکی با تشویق زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد

اگر کودکی با مقبولیت زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که عشق بورزد

اگر کودکی با تایید زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که خودش را دوست بدارد

اگر کودکی با شناخت زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که در زندگی هدف داشته باشد

اگر کودکی با صداقت و انصاف زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که راستگو و درستکار باشد

اگر کودکی با ایمنی زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که به خود و اطرافیانش اعتماد کند

اگر کودکی با دوستی و مهربانی زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که زندگی زیباست

اگر کودکی با بردباری زندگی کند»»»»»»»»» می آموزد که صبور باشد

اگر کودکی با تشویق زندگی کند »»»»»»»»» می آموزد که قدردانی کند

اگر شما با آرامش زندگی کنید »»»»»»»»» می آموزد تا آرام و پویا زندگی کند.

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اَکرِموا اَولادِکُم و اَحسِنوا ادابِکُم

به فرزندان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده و نیکو با آنان معاشرت کنید.